به گزارش پایگاه خبری پیک نکا، به نقل از بلاغ؛ جغرافیای سیاسی ایران همواره یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت ملی این کشور بوده است. در میان این ظرفیتها، تنگه هرمز جایگاهی ویژه دارد؛ آبراهی که بهعنوان شریان حیاتی انتقال انرژی در جهان شناخته میشود و نقش آن در امنیت و اقتصاد بینالمللی انکارناپذیر است. در سالهای اخیر و بهویژه در فضای تشدید تحریمها، بار دیگر نگاهها به این موقعیت راهبردی معطوف شده است.
اظهارات برخی مسئولان، از جمله تأکید بر اینکه «از این پس با تنگه راهبردی هرمز میتوان دنیای استکبار را مدیریت کرد» یا اینکه این تنگه «کلید رفع تحریمها»ست، بار دیگر این پرسش را مطرح کرده که چگونه میتوان از این ظرفیت در جهت منافع ملی بهرهبرداری کرد. در عین حال، تأکید بر ضرورت بهبود معیشت مردم و استفاده از منابع و فرصتهای ملی برای رفاه عمومی، بُعد مهم دیگری از این بحث را تشکیل میدهد.
برای بررسی دقیقتر این موضوع، در گفتگویی تفصیلی با مریم عبادی کارشناس مسائل سیاسی، به واکاوی ابعاد مختلف این مسئله پرداختهایم.
بلاغ: خانم عبادی، برخی مسئولان تنگه هرمز را «کلید رفع تحریمها» میدانند. این تعبیر تا چه حد با واقعیتهای نظام بینالملل همخوانی دارد؟
عبادی: اگر بخواهیم واقعبینانه نگاه کنیم، تنگه هرمز قطعاً یک اهرم بسیار مهم ژئوپلیتیکی برای ایران است، اما «کلید» نامیدن آن برای حل یک مسئله پیچیده مانند تحریمها، سادهسازی بیش از حد موضوع است. تحریمها محصول شبکهای از تصمیمات سیاسی، حقوقی و اقتصادی در سطح بینالمللی هستند.
تنگه هرمز میتواند در شرایط خاص بهعنوان ابزار فشار یا چانهزنی مطرح شود، زیرا بخش قابلتوجهی از نفت جهان از این مسیر عبور میکند. هرگونه ناامنی یا محدودیت در این مسیر، بلافاصله بازارهای جهانی انرژی را دچار شوک میکند. اما باید توجه داشت که استفاده از این ابزار، هزینهها و تبعات خاص خود را نیز دارد؛ از جمله افزایش تنشهای بینالمللی و حتی شکلگیری اجماع علیه ایران.
بنابراین، این ظرفیت زمانی مؤثر است که در کنار دیپلماسی فعال، تعاملات اقتصادی گسترده و سیاستگذاری داخلی کارآمد قرار گیرد.
بلاغ: برخی اظهارات بر «مدیریت دنیای استکبار از طریق تنگه هرمز» تأکید دارند. آیا چنین نگاهی در فضای واقعی سیاست جهانی قابل تحقق است؟
عبادی:در ادبیات سیاسی، چنین تعابیری بیشتر جنبه شعاری یا انگیزشی دارند. در عمل، هیچ کشوری بهتنهایی نمیتواند «مدیریت» جهان یا حتی یک بلوک قدرت را برعهده بگیرد. آنچه در دنیای امروز اهمیت دارد، افزایش قدرت چانهزنی و تأمین منافع ملی از طریق ابزارهای مختلف است.
ایران میتواند از موقعیت استراتژیک خود در تنگه هرمز برای اثرگذاری بر معادلات منطقهای و جهانی استفاده کند، اما این اثرگذاری باید هوشمندانه، تدریجی و مبتنی بر محاسبه دقیق هزینه-فایده باشد. هرگونه تصمیم شتابزده در این حوزه میتواند بهجای تقویت موقعیت کشور، به افزایش فشارها منجر شود.
بلاغ: در این میان، موضوع معیشت مردم بهعنوان یک مطالبه جدی مطرح شده است. ارتباط این ظرفیت راهبردی با زندگی روزمره مردم چگونه تعریف میشود؟
عبادی: این مهمترین بخش ماجراست. مردم زمانی به سیاستهای کلان اعتماد میکنند که آثار آن را در زندگی خود ببینند. اگر گفته میشود تنگه هرمز یک فرصت است، این فرصت باید به درآمد، سرمایهگذاری، اشتغال و ثبات اقتصادی تبدیل شود.
برای مثال، اگر از این موقعیت درآمدی حاصل میشود—چه بهصورت مستقیم و چه غیرمستقیم—این منابع باید در جهت بهبود زیرساختها، کنترل تورم، حمایت از اقشار آسیبپذیر و افزایش رفاه عمومی هزینه شود. در غیر این صورت، این ظرفیتها در سطح تحلیلهای سیاسی باقی میمانند و به نتیجه ملموسی برای جامعه تبدیل نمیشوند.
نکته مهم دیگر، شفافیت در نحوه استفاده از این منابع است. مردم باید بدانند این ثروتها چگونه مدیریت میشوند.
بلاغ: موضوع ضرورت تقوا و پرهیز از «مستی قدرت» در میان مسئولان را چگونه میتوان در چارچوب حکمرانی امروز تحلیل کرد؟
عبادی: این نکته از نظر مفهومی بسیار قابل توجه است. قدرت، اگر بدون نظارت، پاسخگویی و چارچوبهای قانونی اعمال شود، میتواند منجر به فساد و تصمیمگیریهای نادرست شود. این مسئله محدود به یک کشور خاص نیست و در تاریخ سیاسی جهان نمونههای زیادی دارد.
در شرایط فعلی، مسئولان باید علاوه بر تعهد اخلاقی، از تخصص، تجربه و نگاه علمی به مسائل برخوردار باشند. مدیریت منابعی مانند تنگه هرمز، نیازمند تصمیمگیریهای دقیق و مبتنی بر تحلیلهای کارشناسی است.
همچنین، نظامهای نظارتی و رسانهها باید بتوانند عملکرد مسئولان را ارزیابی کنند تا از انحراف در تصمیمگیریها جلوگیری شود.
بلاغ: نقش دیپلماسی را در کنار این ظرفیت راهبردی چگونه ارزیابی میکنید؟
عبادی: دیپلماسی مکمل همه ابزارهای قدرت ملی است. حتی اگر کشوری از نظر جغرافیایی یا نظامی در موقعیت برتری باشد، بدون دیپلماسی مؤثر نمیتواند از این مزیتها بهرهبرداری کند.
در موضوع تنگه هرمز نیز همین قاعده برقرار است. این آبراه میتواند بهعنوان یک ابزار در مذاکرات مطرح شود، اما نتیجه نهایی به نحوه تعامل با سایر کشورها بستگی دارد.
ایران باید بتواند با استفاده از دیپلماسی چندجانبه، هم نگرانیهای بینالمللی را مدیریت کند و هم منافع خود را تأمین نماید. این کار نیازمند تیمهای مذاکرهکننده حرفهای، هماهنگی داخلی و تعیین اهداف مشخص است.
بلاغ: برخی معتقدند که شرایط منطقهای و جهانی در حال تغییر است. آیا این تحولات میتواند نقش تنگه هرمز را پررنگتر کند؟
عبادی: بله، تحولات جهانی—از جمله تغییرات در بازار انرژی، رقابت قدرتهای بزرگ و بحرانهای منطقهای—میتواند اهمیت تنگه هرمز را افزایش دهد. با این حال، باید توجه داشت که جهان به سمت تنوعبخشی به مسیرهای انتقال انرژی نیز حرکت میکند.
بنابراین، ایران باید ضمن حفظ و تقویت موقعیت خود در این تنگه، به فکر توسعه سایر ظرفیتهای اقتصادی نیز باشد. اتکا به یک مزیت خاص، هرچند مهم، نمیتواند تضمینکننده رشد پایدار اقتصادی باشد.
بلاغ: در نهایت، چه پیششرطهایی برای تبدیل این ظرفیت به یک فرصت واقعی برای کشور وجود دارد؟
عبادی: چند پیششرط اساسی وجود دارد:
اول، تدوین یک راهبرد جامع که ابعاد سیاسی، اقتصادی و امنیتی را بهصورت یکپارچه در نظر بگیرد.
دوم، تقویت دیپلماسی و تلاش برای کاهش تنشها در سطح بینالمللی.
سوم، بهبود حکمرانی اقتصادی در داخل کشور، بهویژه در حوزه شفافیت و کارآمدی.
چهارم، توجه جدی به مطالبات مردم و تلاش برای تبدیل ظرفیتهای کلان به دستاوردهای ملموس در زندگی روزمره.
اگر این شروط فراهم شود، تنگه هرمز میتواند یکی از عوامل تقویتکننده اقتصاد ایران باشد، نه صرفاً یک ابزار سیاسی.
هرمز تا سفره مردم؛ حلقه مفقوده کجاست؟
به گزارش بلاغ؛ تنگه هرمز، بهعنوان یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان، بدون تردید یک دارایی راهبردی برای ایران محسوب میشود؛ ظرفیتی که میتواند در معادلات منطقهای و جهانی نقشآفرین باشد. با این حال، همانگونه که در این گفتوگو تأکید شد، تبدیل این ظرفیت به «کلید» حل مشکلاتی مانند تحریمها، نیازمند نگاهی فراتر از رویکردهای تکبعدی است.
آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، پیوند میان این ظرفیتهای کلان با زندگی واقعی مردم است. اگر سیاستگذاریها بهگونهای باشد که منافع حاصل از این موقعیت به بهبود معیشت، کاهش فشارهای اقتصادی و افزایش رفاه عمومی منجر شود، میتوان گفت که این اهرم راهبردی بهدرستی مورد استفاده قرار گرفته است؛ در غیر این صورت، همچنان شکاف میان ظرفیتهای بالقوه و نتایج بالفعل باقی خواهد ماند.
انتهای خبر/





















































