شهر امشب به نیت زیارت نفس کشید
شهر امشب به نیت زیارت نفس کشید
مردمانی غیور از شهری کوچک اما با دل‌های بزرگ از دیار علویان امشب حال‌وهوای دیگر داشتند؛ شبی آمیخته با اندوه و ارادت. خیابان‌های شهر، در شب شهادت امام جعفر صادق (ع) صحنه حضور مردمی بود که با دل‌هایی سوگوار و لب‌هایی زمزمه‌گر، گرد هم آمده بودند.

به گزارش پایگاه خبری پیک نکا، به نقل از بلاغ؛ سرخ‌رود، امشب در میان پرچم‌های سیاه عزا و نوای روضه، حال‌وهوایی متفاوت داشت. عطر نذری‌ها در فضای شهر پیچیده بود و صدای صلوات، کوچه‌ها را پر کرده بود. این شب، که چهل‌وچهارمین شب از گردهمایی‌های مردمی سرخ‌رود به شمار می‌رود، رنگ و بوی ویژه‌ای داشت؛ شبی با حال‌وهوای امام‌رضایی و آمیخته با توسل و عزاداری.

خادمان امام رضا با لباس‌های مخصوص خدمت، در میان مردم حاضر بودند؛ بی‌تکلف، صمیمی و همراه با جمعیت. حضورشان نه فقط برای پذیرایی، بلکه برای رساندن پیامی از مهربانی و پیوند دل‌ها بود.

در گوشه‌ای از خیابان، موکب امام‌رضایی‌ها برپا شده بود؛ جایی که چراغش از ساعات ابتدایی شب روشن شد و تا پاسی از شب، میزبان عاشقان اهل‌بیت (ع) بود. دیگ‌های بزرگ نذری، ظرف‌های غذا، چای داغ و لبخند خادمان، تصویری از یک مهمانی مردمی را به نمایش گذاشته بود. مردمی که آمده بودند تا هم عزاداری کنند و هم با توسل به امام هشتم، دل‌هایشان را آرام کنند.

جمعیت، یک‌صدا شعار می‌دادند؛ شعارهایی که نشان از همبستگی و باورهای مشترک داشت. ندای «لبیک یا خامنه‌ای» در فضا طنین‌انداز بود و در کنار آن، شعارهایی علیه آمریکا و رژیم صهیونیستی سر داده می‌شد. این صداها، در میان نوحه‌ها و ذکر مصیبت، به نوعی روایتگر فضای خاص این شب بود؛ شبی که هم رنگ حماسه داشت و هم بوی اندوه.

اما در میان همه این جلوه‌ها، آنچه بیش از هر چیز خودنمایی می‌کرد، موکب امام‌رضایی بود؛ موکبی که به گفته مردم، در شب‌های اخیر به یکی از ارکان اصلی این گردهمایی‌ها تبدیل شده است. خادمان، با دقت و احترام، از مردم پذیرایی می‌کردند؛ گویی هر رهگذر، مهمان خاص این سفره است.

جنس خدمت در این شب‌ها فرق دارد

فاطمه نبی‌زاده یکی از خادمان حرم امام رضا (ع) که مشغول توزیع نذری است، با لبخندی آرام در گفتگو با خبرنگار بلاغ می‌گوید: خدمت در این شب‌ها حال‌وهوای خاصی دارد. ما سعی می‌کنیم حال‌وهوای حرم امام رضا (ع) را به اینجا بیاوریم. وقتی مردم با عشق نذری می‌گیرند و ذکر می‌گویند، حس می‌کنیم واقعا در مسیر درست هستیم.

وی ادامه می‌دهد: امشب که شب شهادت امام صادق (ع) است، مردم با دل‌های شکسته آمده‌اند. خیلی‌ها نذر دارند، خیلی‌ها حاجت دارند. ما فقط واسطه‌ایم؛ این سفره، سفره امام رضا (ع) است.

این خادم امام رضا (ع) با اشاره به حال‌وهوای متفاوت این شب‌ها گفت: گاهی می‌بینیم افرادی که شاید کمتر در چنین مراسم‌هایی حضور داشتند، امشب با اشک و توسل آمده‌اند. این نشان می‌دهد دل‌ها به اهل‌بیت (ع) گره خورده و این پیوند هنوز زنده است.

نبی‌زاده با تأکید بر اینکه خدمت در این مسیر یک توفیق الهی است، توضیح داد: برای ما مهم نیست چه کسی از این سفره برمی‌دارد؛ هر کسی که می‌آید، مهمان امام است. ما خودمان را خادم همه مردم می‌دانیم و سعی می‌کنیم با احترام و محبت از آن‌ها پذیرایی کنیم.

وی در پایان خاطرنشان کرد: امشب بیش از هر شب دیگری حس می‌کنیم که دل‌ها به سمت امام رضا پر می‌کشد. این توسل‌ها و اشک‌ها، همان چیزی است که به این مراسم معنا می‌دهد و ما را به ادامه این مسیر دلگرم می‌کند.

خدمت به مردم توفیق بزرگی است

احسان امیری، یکی دیگر از خادمان امام مهربانی‌ها در حال پخش چای میان جمعیت است. او نیز از تجربه حضور در این شب‌ها در گفتگو با بلاغ می‌گوید: اینکه بتوانیم در بین مردم باشیم و خدمت کنیم، خودش یک توفیق بزرگ است. خیلی‌ها شاید نتوانند به مشهد بروند، اما ما سعی می‌کنیم اینجا حال‌وهوای زیارت را ایجاد کنیم.

وی با اشاره به استقبال مردم گفت: امشب جمعیت خیلی بیشتر از شب‌های قبل است. مردم هم برای عزاداری آمدند، هم برای توسل. وقتی اسم امام رضا (ع) می‌آید، یک حس خاصی در دل‌ها ایجاد می‌شود که قابل توصیف نیست.

از نذری تا توسل

در این شب، نذری دادن تنها یک رسم نبود؛ بخشی از یک پیوند عمیق معنوی بود. بسیاری از مردم، با نیت‌های مختلف، در تهیه و توزیع غذا مشارکت داشتند. برخی در حال پخش غذا بودند، برخی چای می‌دادند و برخی دیگر فقط با ذکر صلوات، همراهی می‌کردند.
در میان جمعیت، پیرمردی آرام زیر لب ذکر می‌گفت و جوانی در کنار او پرچمی در دست داشت. کودکان نیز در کنار خانواده‌هایشان حضور داشتند و با کنجکاوی به اطراف نگاه می‌کردند. این حضور چندنسلی، تصویری از تداوم یک فرهنگ بود؛ فرهنگی که در آن، عزاداری و خدمت، در هم تنیده شده است.

لحظاتی از شب، به نوحه‌خوانی و ذکر مصیبت اختصاص یافت. صدای مداح، با ذکر نام اهل‌بیت (ع)، دل‌ها را متوجه آسمان می‌کرد. در این میان، نام امام رضا بارها تکرار شد؛ گویی همه آمده بودند تا در کنار عزاداری برای امام صادق (ع)، دل به امام مهربانی‌ها بسپارند.

پایان یک شب، آغاز یک پیوند

با گذشت ساعات شب، جمعیت همچنان در خیابان‌ها حضور داشت. برخی آرام‌آرام بازمی‌گشتند، اما بسیاری همچنان مانده بودند؛ برای دعا، برای گفتگو، برای ماندن در این حال‌وهوا.

شب چهل‌وچهارم سرخ‌رود، شبی بود که در آن، عزاداری، خدمت و همبستگی در کنار هم معنا پیدا کرد. شبی که در آن، خادمان امام رضا (ع) در میان مردم بودند و مردم، خود میزبان یکدیگر.

در نهایت، آنچه از این شب در ذهن‌ها باقی می‌ماند، نه فقط تصاویر و صداها، بلکه حسی است از نزدیکی؛ نزدیکی دل‌ها به یکدیگر و به اهل‌بیت (ع). حسی که شاید نامش را بتوان «حال‌وهوای امام‌رضایی» گذاشت؛ حال‌وهوایی که در دل یک شب عزاداری، خیابان‌های سرخ‌رود را روشن کرد.

 

انتهای خبر/