به گزارش پایگاه خبری پیک نکا، به نقل از مهر؛ نام شهید سردار امیرعلی حاجیزاده همواره با موشک برای مخاطبان یادآوری شده است و خودش رجزخوانی بوده است برای دشمنی که از هیچ تهدیدی دریغ نکرده است. در نهمین روز اسفند ۱۳۴۰، در گوشهای از تهران، کودکی متولد شد که علم موشکهایش خواب را از چشمهای رژیم صهیونیستی گرفته بود.
نامش را امیر گذاشتند، اما همه او را به اسم امیرعلی میشناختند. این اسم را رهبر شهید برای او انتخاب کرد. زمانی که خواست حکم فرماندهی او را صادر کند، با لبخند به او گفت: «به درجهدارهای ارتش نیز امیر میگویند؛ برای اینکه کسی اشتباهی فکر نکند شما ارتشی هستی، نام شما را میخواهم تغییر بدهم.» همین دلیل شد که نام او را امیرعلی انتخاب کرد. پدر و مادرش کوشیدند تا او را از همان ابتدا با دین اسلام آشنا کنند تا قدم بردارد در راهی که حق و بهجاست. به همین دلیل بود که در اوج جوانیاش دعوت امامش را لبیک گفت و راهی جبهههای دفاع مقدس شد. از سال دوم جنگ وارد سپاه شد و تا آخر جنگ در همانجا ماند. ابتدا مسئولیت استراحتگاه مجروحان را بر عهده داشت و بعدها، به درخواست خودش، به یگان توپخانه منتقل شد.
تشکیل یگان موشکی سپاه
هنوز زمان زیادی نگذشته بود که فرماندهانی همچون شهید طهرانیمقدم تصمیم گرفتند یگان موشکی سپاه را تشکیل دهند. این اقدام در پی جنایات صدام انجام شد که بمباران شهری را آغاز کرده بود. تشکیل این یگان آنقدر مشکل بود که شهید حاجیزاده را به دل شهرهایی مانند کرمانشاه کشاند و شهید طهرانیمقدم را راهی کشور سوریه کرد. جنگ که تمام شد، سپاه را رها نکردند و در نیروی هوایی به خدمت ادامه دادند. تلاش مستمر آنان باعث شد که ایران به موشکهای دوربرد و نقطهزن دست پیدا کند. در کنار موشک، قدرت پهپادی نیز رشد نمود و ایران جزو کشورهای پیشرو در ساخت پهپاد شد. شهید حاجیزاده، زمانی که مسئول هوافضای سپاه بود، در جایجای کشور شهرهای زیرزمینی موشکی ساخت و با رونمایی از آنها، لرزه بر تن دشمنان انداخت.
ساقط کردن پیشرفتهترین پهپاد آمریکایی بر فراز خلیج فارس، موشکباران پایگاههای آمریکایی مثل عینالاسد و زدن فرماندهان داعشی در سوریه، تنها گوشهای از خدمات شهید سردار حاجیزاده بود. اما اقدامات او از چشم دشمن پنهان نماند و سرانجام در سحرگاه ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ به دست دژخیمان اسرائیلی به شهادت رسید.
از کودکی دوست داشت تا کاری را از پیش ببرد و به همین دلیل همیشه کنار دست پدرش بود تا مبادا کاری از زیر دستش عبور کند. او توانسته بود رانندگی کامیون و ماشین سنگین را از پدرش یاد بگیرد. در موقعیت جنگی و در زمانهای که نیاز بود تا موشکهای رسیده از لیبی را مخفیانه انتقال بدهد، خودش مسئولیت رانندگی کامیونها را تا مکانی امن به گردن بگیرد. یگان توپخانه، به دلیل اینکه ارگانی تازهنفس بود، همیشه با کمبود نیرو مواجه بود؛ در صورتی که این بخش نیز مانند بخش نیروی زمینی از اهمیت چندانی برخوردار بود. عملکرد شهید حاجیزاده و فرماندهان دیگر باعث شد نیروهای بیشتری بهمراتب به این بخش ورود پیدا کنند و همین کار باعث شد تا این بخش مانند سایر بخشها در جبهه پیشرفت کند.
جوانانی که اراده کردند و حماسه ساختند
زمانی که شهید حاجیزاده فرمانده پدافند هوایی شد، کمبودهای زیادی متوجه این یگان بود. تقریباً هیچگونه تجهیزات ایرانی نداشتند و او به ساخت آنها فکر میکرد. او بهخوبی اطلاع داشت از اینکه پدافند هوایی بهمراتب پیچیدهتر از پدافند زمینی است. دلش میخواست شروع کند و بسازد، اما حس میکرد کاری محال است. از سوی دیگر، کشور با تهدیدهای خارجی روبهرو بود و باید حتماً قدمی برداشته میشد. در همان روزهای کمبود تجهیزات بود که از جانب روسها درخواست شد که سامانه پدافندی «بوک» خریداری شود. اما رهبر شهید انقلاب نظری دیگری داشتند. ایشان فرمودند: «نظر من این است که خودتان بسازید. مگر جوان ایرانی چه چیزی از کشورهای دیگر کم دارد که نتواند خودش چنین تجهیزاتی را بسازد؟» همین امر و دستور بود که باعث شد تا شهید حاجیزاده به جوانان ایرانی تکیه کند و چندین سامانه را به خط تولید کشور برساند. نتیجه این اقدامات باعث شد تا سامانههای دفاعی «سوم خرداد»، «طبس» و «رعد» ساخته شود. سامانه سوم خرداد توانست پهپاد پیشرفته آمریکایی گلوبالهاوک را در سال ۱۳۹۸ و بر فراز آسمان بندرعباس سرنگون کند.
فرماندهان عراقی که در حیرت ماندند
بعد از جنگ ۸ساله بود که ایران توانست سامانههای پدافندی خود را بروز کند. وقتی فرماندهان عراقی به ایران سفر کرده بودند تا سامانه پدافندی خود را ارتقا دهند، با بازدید از نمایشگاههای دفاعی ایران، بسیار تعجب کردند از حجم پیشرفتی که ایران توانسته بود به آن دست پیدا کند؛ کشوری که در زمان جنگ تحمیلی حتی اجازه ورود سیمخاردار به کشور را هم نداشت. اما حالا با پهپادها و سیستم دفاعی کشوری مانند روسیه برابری میکرد.
انتقامی که بر روی زمین نماند
سردار حاجیزاده همواره در طول ۴۷ سالی که از انقلاب گذشته بود، دوستان و همراهان زیادی را از دست داد. یکی از آنان، شهید سردار قاسم سلیمانی بود که غم بزرگی را بر دل ایران و بهخصوص رهبر شهیدمان گذاشت. این اقدام جنایتکارانه آنان بیجواب نماند و پایگاه آمریکایی عینالاسد زیر آتش موشکی ایرانیان قرار گرفت و این پایگاه را تا حدود زیادی تخریب کرد و خسارت زیادی برجای گذاشت. از آنجا بود که ایران تصمیم گرفت تا هیچ جنایتی را بیپاسخ نگذارد و همین امر باعث عملیاتهای «وعده صادق ۱ و ۲» در سرزمینهای اشغالی اسرائیل شد.
بعد از به شهادت رساندن سردار حاجیزاده، موج موشکی حملات نهتنها متوقف نشد، بلکه در حال حاضر شاهد اقتدار ایران در برابر آمریکای جنایتکار و رژیم صهیونیستی هستیم. حتی سربازان و فرزندان او در یگان موشکی سپاه، در عملیات «وعده صادق ۳»، سیل زیادی از موشکهای ایرانی را به سرزمینهای اشغالی برای گرفتن انتقام سردار حاجیزاده روانه کردند.

کتاب «سردار موشکی»، نوشته محمدعلی جابری، روایت این سردار شهید قهرمان ایران است که از ابتدای کودکی تا دوران شهادت، رشادتهای او را برای مخاطب نوجوان بازگو میکند؛ کتابی که با توجه به شرایط موجود کشور، اقتدار موشکی را که این روزها مورد توجه رسانههای داخلی و خارجی است، بیان میکند. صفحاتی که نشان میدهد چگونه و از کجا ایرانِ امروز توانست پس از گذراندن ۸ سال جنگ تحمیلی، به جایی برسد که در برابر کشورهایی همچون آمریکا و اسرائیل بایستد.
کتاب «سردار موشکی» با متنی روان و تصویرگری سعید شمس، نحوه ارتباط گیری مخاطب کودک و نوجوان را با یگان موشکی ایران و زندگی پرافتخار شهید سردار حاجیزاده فراهم میکند.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
«تا پیش از جنگ با اسرائیل خیلیها گمان میکردند ایران توان ایستادگی در برابر اسرائیل را ندارد، اما جنگ که آغاز شد، همان روز اول موشکها خودی نشان دادند. موشکها از نقاط مختلف کشور شلیک میشدند و چند دقیقه بعد خودشان را به اسرائیل میرساندند، دقیق مینشستند وسط هدف و آنها را نابود میکردند.»
کتاب «سردار موشکی» نوشته محمدعلی جابری و با تصویرگری سعید شمس از سوی انتشارات کتابک منتشر شده است.
انتهای خبر/





















































