به گزارش پایگاه خبری پیک نکا، به نقل از ایرنا؛ صدای انفجار که در شهرها پیچید، نخستین قربانیان آن نه سنگرهای نظامی، که خانههایی بود با پنجرههای روشن، در میان جانباختگان، نامهایی دیده میشود که کنارشان عنوان «دانشآموز»، «مادر»، «کارگر» یا «بازنشسته» نوشته شده است؛ مردمی عادی که زندگی روزمرهشان ناگهان در میان دود و آوار متوقف شد.
کم کم خبرهایی دلخراش از حمله تروریستی نیروهای امریکایی اسرائیلی به مناطق غیر نظامی در گوشه گوشه کشور به گوش رسید، جنگ سایه شوم خود را بر سر ملتی که همیشه برای صلح تلاش کرده، انداخته است، در این میان افراد عادی که هیچ نقشی در جنگ ها و سیاست ها ندارند قربانی می شوند، دردناک تر اینکه کودکان معصوم و بی گناه و سالمندان نیز در امان نیستند.
خانواده ای که صبحی را با امید به آینده ای بهتر آغاز کرده بودند ناگهان با انفجارها و هرج و مرج ها روبرو شدند، مادران و پدرانی که فرزندشان را به مدرسه فرستادند حالا باید با اشک و فریادهای دلخراش با آنها وداع کنند این کودکان که در بازی و خنده های خود گم شده بودند ناگهان به مخاطب بزرگترین تراژدی تاریخ تبدیل شدند.
در گوشه ای دیگر پدری که نان آور خانه است در حال بازگشت به خانه بود، با خود تصویر لبخند فرزندانش را حمل می کرد، اما او دیگر نمی تواند به خانه برگردد چون لحظه ای مرگبار بر او فرود آمد، زندگی آنها برای همیشه دستخوش تحولی وحشتناک شد.
این رویداد تنها به یک یا چند خانواده محدود نمی شود، بلکه پیامدهای آن به تمامی جامعه ضربه می زند، درد و اندوه این فاجعه در قلب هر ایرانی طنین انداز می شود و زخم تازه ای در دل ملت ایجاد می کند، فریادهای غمناک و ناله های جوانان به صدا در می آید و دیوارهای شهر را می لرزاند.
هر انسانی حق دارد در زندگی خود در صلح و آرامش زندگی کند باید بدانیم که جنگ و تروریسم نه تنها دنیا را به آشوب می کشاند، بلکه ارزش های انسانی را نیز زیر پا می گذارد.
آسوده زندگی کردن هر انسانی حق مسلم اوست و در این مسیر همبستگی و همدلی می تواند بهترین سلاح ما باشد، بیایید صدای انسانیت و صلح را در برابر جنگ و خشونت بلند کنیم و به یاد قربانیان این حملات هر روز تلاش کنیم تا دنیای بهتری بسازیم.
وقتی آمارها اعلام میشوند، تنها عددها نیستند که بالا میروند، پشت هر رقم، نامی است، خانهای است، رویایی ناتمام نهفته است، در میان هیاهوی تحلیلهای سیاسی و بیانیههای رسمی، پرسشی ساده اما سنگین در دلها تکرار میشود؛ سهم مردم عادی از این آتش چیست؟ کودکی که کیف مدرسهاش هنوز گوشه اتاق مانده، مادری که چشمانتظار بازگشت فرزندش بود، پدری که تنها برای یک روز کاری از خانه بیرون رفت، همه در میانه جدالی گرفتار شدند که نقشی در آغازش نداشتند.
در شهرستان میناب، خبر شهادت چندین دانشآموز، موجی از اندوه در میان خانوادهها و همکلاسیها به راه انداخت، نیمکتهایی که تا دیروز پر از هیاهوی کودکانه بود، حالا با شاخههای گل و قاب عکسهایی کوچک یادآور فقدانی بزرگ شده است.
در محلههای مختلف، مراسمهای ساده و بیصدا برگزار میشود، مادران سیاهپوش، پدرانی که بغضشان را فرو میخورند و کودکانی که معنای واژه «جنگ» را زودتر از موعد آموختهاند، خانه هایی که امید فردایشان بود اکنون به تلی از خاک تبدیل و آروزهایشان زیر خروارها شیشه و سنگ مدفون شده است.
مادری در کوچه عروسک کودکش را در آغوش می کشد و ضجه می زند، عروسکی که روزی با شادی برای کودکش خریده بود اما حالا منتظر شده تا امدادگران جسم ظریف فرزندش را از زیر خرابه خانه ای که تا چند دقیقه پیش پر از خنده های کودکانه بود، بیرون بکشد.
کودکی کمی آنطرف تر بهت زده به مادرش چنگ زده، ترس از نگاهش فوران می کند، درکی از این شرایط ندارد و نمی داند که چه اتفاقی افتاده ، با ترس به اطراف نگاه می کند.
در میان آمار و ارقام، آنچه بیش از همه خودنمایی میکند، روایتهای انسانی است، روایت کیف مدرسهای که نیمهسوخته از زیر آوار بیرون کشیده شد، دفتر مشقی که صفحه آخرش ناتمام مانده و خانهای که دیوارهایش فرو ریخته اما قاب عکسهایش بر زمین مانده است.
جنگ، هر نام و عنوانی که داشته باشد، برای مردم عادی همیشه یک معنا دارد؛ از دست دادن، امروز بسیاری از خانوادهها در سوگ نشستهاند و چشمانتظار روزی هستند که آسمان شهرشان، به جای صدای انفجار، دوباره با خنده کودکان پر شود.
رژیم منحوس اسرائیلی و آمریکایی همواره می گویند که با مردم عادی کاری ندارند اما در عمل می بینیم که اینطور نیست، بر اساس اعلام سازمان جمعیت هلال احمر تاکنون ( ۲۳ اسفندماه ) ۴۲ هزار و ۹۱۴ واحد غیر نظامی بر اثر حملات رژیم صهیونی امریکایی آسیب دیده اند که از این تعداد ۳۶ هزار و ۴۸۹ واحد مسکونی، ۶ هزار و ۱۷۰ واحد تجاری و ۱۶۰ مرکز دارویی، درمانی، بهداشتی و مرکز اورژانس را شامل می شود.
همچنین ۱۹۵ نفر از دانش آموزان و کادر مدرسه و ۱۲ نفر از کادر درمان به شهادت رسیدند، این اعداد در کجای جنگ ایستاده بودند، چه نقشی داشتند که باید به شهادت می رسیدند، آنهایی که دم از حقوق بشر می زنند کجا هستند، در کنار این اندوه سنگین، مطالبهای خاموش اما جدی شکل گرفته است، اینکه قانون جهانی، در برابر خون بیگناهان، چه میگوید و چگونه از آنان دفاع میکند.
کارشناسان مسائل اجتماعی هشدار میدهند که آسیبهای چنین حوادثی تنها به تلفات انسانی محدود نمیشود، کودکان بازمانده با اضطرابهای ماندگار روبهرو میشوند و خانوادهها با سوگی که سالها ادامه خواهد داشت، همراه خواهند بود.
در واقع بر اساس حقوق بشردوستانه بینالمللی، غیرنظامیان به ویژه کودکان باید از آثار مخاصمات مسلحانه مصون بمانند، هرگونه حمله عامدانه یا بیتوجهی به آنها میتواند نقض جدی قوانین جنگ و در مواردی «جنایت جنگی» تلقی شود، مواردی که در حمله تروریستی امریکا و اسرائیل به کشور شاهد آن هستیم.
مادران بارداری که با آرزوی در آغوش کشیدن فرزندانشان به خون کشیده شدند، دانش آموزانی که با هزاران آرزو پشت نیمکت های چوبی می نشستند تا آینده ای روشن برای خود و کشور بسازند در یک لحظه به آسمان پر کشیدند، چه گناهی داشتند؟
حمله تروریستی به ایران نه تنها جان انسان های بی گناه و عادی را گرفت بلکه زخم هایی عمیق بر قلب ملت ایران وارد کرد، هر یک از شهیدان این حادثه نماینده ای از امید، عشق و زندگی بودند که بی دلیل و بر اثر جنایتی شنیع، به خاک و خون کشیده شدند اما در میان این تاریکی، همبستگی و اتحاد مردم بار دیگر به نمایش گذاشته شد. خانواده ها، دوستان و همسایگان با یکدیگر گرد هم آمدند تا نشان دهند که هرگز اجازه نخواهند داد ترور و خشونت پیروز شود.
ما به یاد این شهیدان و همه کسانی که در مسیر صلح و انسانیت جان خود را فدای امنیت و آرامش دیگران کردند، خواهیم ایستاد. امید داریم این دردها، روزی به امیدی بر آینده ای روشن تر و پر از صلح تبدیل شود، بیایید با هم به یاد آنها ، پرچم انسانیت و دوستی را بلند کنیم و برای دنیایی بهتر تلاش کنیم ، در یادمان نام این شهیدان زنده خواهد ماند و ما با افتخار ادامه دهنده راه آنها خواهیم بود.
انتهای خبر/





















































