• امروز : یکشنبه - ۹ بهمن - ۱۴۰۱
  • برابر با : 8 - رجب - 1444
  • برابر با : Sunday - 29 January - 2023

اخبار ویژه

وقوع زمین لرزه در نکا/ زمین‌لرزه ۴.۲ ریشتری در مرکز مازندران گاز نکا وصل است /تکذیب هرگونه قطع گاز در مازندران متلاشی شدن باند سارقان موتورسیکلت در نکا گزارش تصویری | راهپیمایی محکومیت اقدام شنیع نشریه فرانسوی در نکا تنزل سفارت فرانسه تا حد کاردار از سوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی گزارش تصویری | رویداد بزرگ جمانه در آستانه ولادت حضرت زهرا(س) در نکا برگزاری رویداد جُمانه در آستانه ولادت حضرت زهرا(س) مخصوص بانوان به میزبانی نکا کشت قراردادی گندم درمزارع نکا دستگیری سارق اموال بیمارستانی در نکا سهل‌انگاری موجب آتش سوزی در جنگل‌های نکا شد گزارش تصویری | سومین سالگرد سیدالشهدای مقاومت در مسجد جامع نکا واحد ۴ بخار نیروگاه نکا پس از پایان تعمیرات غیر مترقبه وارد مدارتولید شد ادامه بازی علی کریمی در زمین دشمن/ جادوگری که دست از جادوی مردم ایران برنمی‌دارد آیا بن سلمان به سرنوشت سادات دچار می شود؟ «فردوس» گروهی آتش به اختیار در گیلان/ خادمانی که سلامت را برای مناطق محروم به ارمغان می‌آورند چرا اصلاح‌طلبان در پازل تجزیه‌طلبان بازی می‌کنند؟!/ تلاش برای کلید زدن مجدد آشوب‌ها با چاشنی معیشت و اقتصاد

9

دختر جوان: شوهرم مرا می فروخت

  • کد خبر : 24722
  • ۲۰ آبان ۱۳۹۹ - ۲۲:۴۸
دختر جوان پس از بازداشت توسط اداره چهارم پلیس آْگاهی تهران : همسر جوانم مرا با خود به خانه دوستانش برد و به جای پارتی سر از خانه های کارگری و مجردی اطراف بازار تهران درآوردم. دو هفته سرگردان بودم و حامد به من مواد مخدر داد و کاری کرد که دست به دست بین افراد منحرف و سواستفاده گر بچرخم و در آخر مرا در خیابان رها کرد.

به گزارش پیک نکا،

۱۴ سال بیشتر نداشت و افسر پرونده برایم توضیح داد دو هفته پیش از منزلشان در یکی از شهرک های اطراف تهران گریخته و بعد از ۱۴روز سرگردانی در تهران در پارک شهر دستگیر شده است .

از دخترک که تینا نام داشت خواستم برایم از علت فرارش بگوید و اتفاقاتی در این چند روزه برایش افتاده است.

تینا گفت: چند ماه پیش از طریق اینستاگرام با پسری ساکن تهران آشنا شدم که فکر می کردم هم سن و سال خودم باشد. از او در مورد تفریحاتش پرسیدم و گفتم خیلی دلم می خواهد در یک مهمانی مختلط شرکت کنم و ببینم موادکشیدن و خوردن مشروب چه حسی دارد.

حامد گفت: اگر به تهران بیایی و زن من شوی می توانم تو را به پارتی ببرم و حسابی خوش بگذرانی!

من که از وعده های ازدواج حامد ذوق زده شده بودم و پنهانی مقداری پول و طلا از خانه مان برداشتم و راهی تهران شدم. وقتی طبق قراری که داشتیم در پارک شهر با حامد روبرو شدم به جای یک نوجوان هم سن و سال خودم با یک جوان ۳۰ساله روبرو شدم.

حامد گفت مرا صیغه می کند پس از عقد مرا با خود به خانه دوستانش برد و به جای پارتی سر از خانه های کارگری و مجردی اطراف بازار تهران درآوردم. دو هفته سرگردان بودم و حامد به من مواد مخدر داد و کاری کرد که دست به دست بین افراد منحرف و سواستفاده گر بچرخم و در آخر مرا در خیابان رها کرد.

خسته و مستاصل مانده بودم و نه پول داشتم نه روی بازگشت به خانه ، به همین دلیل بیکار و بی هدف در پارک شهر وقت می گذراندم که همکارانتان مرا پیدا کردند و به اداره چهارم پلیس آْگاهی تهران آوردند.

افسر پرونده با خانواده ام تماس گرفته وبرای تحویل گرفتن من راهی تهران شده اند.

لینک کوتاه : https://peykneka.ir/?p=24722

برچسب ها

ثبت دیدگاه

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.