14 ساله بودم که صیغه یک مرد شدم و وقتی باردار شدم ..

شناسهٔ خبر: OTY4MTY -
پدرم خلاف‌سنگین بود و چند سال قبل به زندان افتاد. مادرم هم دست کمی از او نداشت. او معتاد بود‌.

به گزارش پیک نکا، یک روز هم، بعد از تزریق مواد، افتاد و چشم‌هایش را برای همیشه بست. پدرم، تا قبل از این بدبختی‌ها، آدم آبرومندی بود. رفیق‌بازی او با یکی از اقوام نااهل باعث شد خلاف‌کار و سابقه‌دار شود.

به گزارش رکنا، مادرم نیز در رفت‌وآمد با زن همسایه کریستالی شد. البته شکی ندارم که آه کسانی که پدرم با قاچاق Contraband مواد‌ مخدر زندگی‌شان را نابود کرده بود هستی‌مان را سوزاند. راست می‌گویند که این دنیا دار مکافات است و با هر دست بدهی از همان دست می‌گیری. بعد از مرگ مادرم، مدتی خانۀ عمویم بودم. برایم خواستگار آمد. آن موقع ۱۴سال داشتم. پدرم نق و نوق می‌کرد و جواب درست و حسابی نمی‌داد. عمویم، که آرزویی جز خوشبختی‌ام نداشت، آستین بالا زد و به عقد غیررسمی خواستگارم در‌آمدم. در دوران نامزدی بار‌دار شدم. با کمک پدر‌شوهرم، خانه‌ای در حاشیۀ شهر گرفتیم و زندگی مشترک خود را آغاز کردیم. متأسفانه شوهرم در رؤیا و خیال سیر می‌کرد و همیشه منتظر برنده شدن جایزه‌ای بزرگ از این طرف و آن طرف بود. او دل به کار نمی‌داد و وقتی هم دستش خالی می‌شد، مرا به باد کتک می‌گرفت. به خاطر همین کتک‌کاری‌هایش، بچه‌ام هفت‌ماهه به دنیا آمد. من، در بدترین شرایط رو‌حی و روانی، در حالی مادر شده‌ام که هنوز عقدمان ثبت رسمی هم نشده است. خیلی خسته‌ام و نگران آینده‌ام هستم. با اینکه چند ماه از زایمانم می‌گذرد، دوباره شوهرم کتکم زد. برای شکایت به کلانتری آمده‌ام. خدا خیر بدهد عمویم را که تنها تکیه‌گاه و پشتوانه‌ام -بعد از خدا- او و همسرش هستند. حرف آخرم این است‌. پدر و مادر خدابیامرزم را خیلی دوست دارم اما آن‌ها حق نداشتند این‌طوری با سرنوشت خودشان و زندگی من بازی کنند.

 

رکنا

ارسال نظر

بالا
کیمیا سامانه