به‌بهانه روز خبرنگار

بزرگنمايی خلاف مصلحت ملت؛ غَشِّ رسانه‌ها

شناسهٔ خبر: MTE2Njg1 -
در مجموعه 22 جلدی صحیفه حضرت امام خمینی‌(ره) به گزیده‌ای از بیانات ایشان در مورد خبرنگاران و تأثیر رسانه بر جامعه اشاره می‌کنیم.

به گزارش پیک نکا، در مجموعه 22 جلدی صحیفه حضرت امام خمینی‌(ره) که شامل كلیه بیانات شفاهی و كتبی امام خمینی(س) است. این مجموعه از نخستین نامه موجود از ایشان كه در سال 1312 هجری شمسی نوشته شده آغاز می‌شود و به آخرین نامه كه در تاریخ 28 اردیبهشت 1368، حدود دو هفته قبل از ارتحالشان، مرقوم فرموده‌اند ختم می‌گردد. به مناسبت روز خبرنگار در این گزارش به گزیده بیانات امام(ره) در مورد خبرنگاران و تأثیر رسانه بر جامعه می‌پردازیم.

*رسانه‌ها! تربیت جامعه‌
تمام رسانه‌ها مربی یك كشور هستند؛ باید تربیت كنند كشور را، افراد یك كشور را و باید خدمت كنند به ملت.(صحیفه امام، ج ۷، ص ۳۲۲)
تمام این رسانه‌ها باید مربی این‌جامعه باشند. از اول هم این‌ها كه درست شد، برای تربیت درست شد. فرض كنید كه برای تربیت درست نكرده‌اند، اما این آلات تربیت است. روزنامه و مجله باید مربی باشد برای آن‌هایی كه روزنامه‌خوانند. سینما باید مربی باشد برای آن‌ها(یی) كه در سینما وارد می‌شوند. تئاتر هم همین‌طور و تلویزیون و رادیو هم از همه بالاتر. این‌ها باید یك دارالتبلیغی، یك دستگاه سازنده باشد كه به‌وسیله این‌ها یك مملكت، افرادش یك افراد امین صالح، یك افراد ملی اسلامی بشود.(صحیفه امام، ج ۹، صص ۱۵۴ – ۱۵۵)

*رسانه‌ها! نمایاندن آمال ملت‌
مطبوعات باید منعكس‌كننده آمال و آرزوی ملت باشند، مسائلی كه ملت می‌خواهند، آن‌ها را منعكس بكنند. البته آزادند كه یك مطلب دیگری هم كه كسی می‌گوید، منعكس كنند، لكن در توطئه آزاد نیستند. ما از بعض مطبوعات، توطئه می‌فهمیم؛ برای این‌كه می‌بینیم كه مسائلی كه به ضد انقلاب است، با آب و تاب و با طول تفسیر می‌نویسند و مسائلی كه بر وفق انقلاب است، یا نمی‌نویسند یا با اشاره رد می‌شوند. این‌طور مطبوعات مورد قبول ملت نیست.(صحیفه امام، ج ۷، ص ۳۲۱)

*رسانه‌ها! خدمت به ملت و مسیرشان‌
مطبوعات باید روی موازین مطبوعاتی و خدمت به ملت رفتار كنند. بعضی مطبوعات می‌خواهند به اسم «آزادی قلم» برخلاف مسیر ملت عمل بكنند. باید مطبوعات در خدمت كشور باشند، نه بر ضد انقلاب كشور. مطبوعاتی كه بر ضد انقلاب كشور هستند، این‌ها خائن هستند.(صحیفه امام، ج ۷، صص ۳۲۰ – ۳۲۱)
*    در محضر خدایید
قلم‌های در روزنامه‌ها، دست‌هایی كه این قلم‌ها به‌ دست‌شان است، آن‌هایی كه در رادیو تلویزیون و در سایر جاها سخنرانی می‌كنند، همه مورد امتحان خدا هستند. آن‌وقتی كه قلم به‌دست می‌گیرید، بدانید كه در محضر خدا قلم دست گرفته‌اید، آن‌وقتی كه می‌خواهید تكلم كنید، بدانید كه زبان شما، قلب شما، چشم شما، گوش شما در محضر خدا است. عالم محضر خدا است، در محضر خدا معصیت خدا نكنید، در محضر خدا با هم دعوا نكنید سر امور باطل و فانی، برای خدا كار بكنید و برای خدا به پیش بروید.(صحیفه امام، ج ۱۳، ص ۴۶۱)

*اجتناب از دروغ و بزرگنمایی‌
من ارباب جراید و رسانه‌ها و گویندگان را نصیحت می‌كنم كه دست از شایعه‌افكنیها بردارند و مسائل بیهوده و مطالب دروغ را برای زیادشدن تیراژ پخش نكنند و از بزرگ نمایش‌دادن وقایع كوچك بپرهیزید كه صلاح ملك و ملت در آن است.(صحیفه امام، ج ۹، ص ۲۵۵)

*آلت دست نشوید
به‌طور جدّ از همه گویندگان و دست‌اندركاران و مسؤولین كشور و مدیران رسانه‌ها و مطبوعات می‌خواهم كه خود را از معركه‌ها و معركه‌آفرینیها دور كنند و مواظب باشند كه ناخودآگاه آلت دست افكار و اندیشه‌های تند نگردند و با سعه صدر در كنار یكدیگر، مترصد اوضاع دشمنان باشند.(صحیفه امام، ج ۲۱، ص ۹۴)

*انصاف و انتقاد، نه انتقام‌
آن كسی قلمش قلم انسانی است كه از روی انصاف چیز بنویسد. از روی انصاف صحبت كند، آن‌هم توجه كند كه در یك وقتی كه ما الان این‌طور گرفتاری‌ها را داریم، بعضی از اموری كه از روی انصاف هم باشد، نباید گفت.

وقتی انسان تكلیف (را) بفهمد، دیگر نمی‌تواند بگوید این دوست من است، این رفیق من است، این برادر من است، این پسر من هست. تعدیل كنید كارهایتان را، تحت تأثیر نفس اماره واقع نشوید.(صحیفه امام، ج ۲۰، ص ۱۳۰)
انتقاد غیر انتقام‌جویی است؛ انتقاد صحیح باید بشود. هر كس از هر كس می‌تواند انتقاد صحیح بكند، اما اگر قلم كه دستش گرفت، انتقاد كند برای انتقام‌جویی، این همان قلم شیطان است.(صحیفه امام، ج ۱۳، ص ۲۰۵)

*چماق قلم و زبان؛ بدترین چماق‌ها
بعضی از زبان‌ها از چماق بدتر است. چماق‌كشی و چماق‌بازی از بدترین چیزهایی است كه در آخر سلطنت محمدرضا درست شد از باب این‌كه ضعیف شده بود (و) می‌خواست با چماق، خودش را تقویت كند. آن چماق زبان و چماق قلم، بالاترین چماق‌ها است كه فسادش صدها برابر چماق‌های دیگر است.(صحیفه امام، ج ۱۴، ص ۱۴۴)

غَشِّ رسانه‌ها
یك وقتی قلمی می‌خواهد مسأله‌ای را كه كوچك است، بزرگ كند، تیتر بزرگ بنویسد و هرچه دلش می‌خواهد، بنویسد كه گاهی می‌بینیم تیترهایی مناسب با خود مطلب نیست، بلكه تیتر را از جای دیگر پیدا كردند و زیرش چیز دیگری نوشته‌اند كه البته این غرض‌ورزی است و یك وقت یك قلمی را می‌بینیم كه می‌خواهد جامعه را اصلاح كند، هم خوبش را می‌گوید و هم آنچه ناقص است، اما نه به‌طور انتقاد غرض‌آلود، نه به‌طور تضعیف.(صحیفه امام، ج ۱۳، ص ۴۸۱)
باید توجه كنید كه روزنامه، تیترش چیزی نباشد كه محتوایش آنطور نباشد؛ نه به آن تندی كه در تیتر است و نه به آن عظمت، این غش است، درست مثل كاسبی كه روی متاعش چیز خوب می‌ریزد و آخرش فاسد است و این حرام است و اگر تیتر با محتوا نخواند، غش است كه شما با قلم‌هایتان می‌كنید. باید توجه كنید و شك نكنید ما روز محاسبه داریم، از همه چیزها محاسبه می‌شود. آن روز، خود انسان، قلم‌ها، دست‌ها، چشم‌ها شهادت می‌دهند، دیر یا زود، چیزی نیست، ولی چنین روزی هست.(صحیفه امام، ج ۱۴، ص ۴۰۰)


*    ببینید «برای چه؟»
قبل از این‌كه به نطق‌ها بروید و قبل از این‌كه بخواهید مقاله بنویسید و قبل از این‌كه تیترها را بخواهید درشت بنویسید، با خودتان خلوت كنید و ببینید كه برای چه این‌كار را می‌كنید؟ مقصد شما چه است؟(صحیفه امام، ج ۱۴، ص ۱۴۷)
انسان از لحن كسی‌كه صحبت می‌كند، می‌فهمد كه چیست. انسان از قلم كسی‌كه می‌گوید من می‌خواهم مردم را ارشاد كنم، می‌فهمد كه مسأله، مسأله ارشاد است یا مسأله چیزهای دیگر است. انسان از طرز صحبت می‌فهمد كه از یك نفس خبیث برای افساد بیرون آمده یا از یك نفس آرام برای اصلاح.(صحیفه امام، ج ۱۴، ص ۳۹۸)

*اسلام و نظام اسلامی مطرح است‌
این كسی‌كه قلم (به) دستش می‌گیرد، باید توجه به این معنا كند كه مسأله، مسأله فرد نیست، مسأله اسلام است و نظام اسلامی و ما مكلفیم این نظام را حفظ كنیم. همچو نباشد كه وقتی قلم دستمان آمد، دیگر فكر این نباشم كه قلمم كجا می‌رود، هرجا رفت، بنویسم، هرچه شد، بكنم، این در حضور خدا است، در حضور ملائكة الله است، این‌ها ثبت می‌شود.
آقایان توجه بكنند كه قلم آن‌ها قلمی نباشد كه جمهوری اسلامی را تضعیف كند. من می‌بینم (كه) بعضی قلم‌ها این‌جوری است. دست‌هایتان را یك‌قدر نگه‌ دارید، قلم‌هایتان را یك‌قدر نگه‌ دارید، توجه بكنید به این‌كه هر چیزی نباید نوشته بشود، هر چیزی نباید منتشر شود.(صحیفه امام، ج ۲۰، ص ۱۲۹)

*تكلیف الهی؛ دعوت به وحدت‌
این یك تكلیف الهی است برای همه، برای همه گویندگان، برای همه نویسندگان، یك تكلیف الهی است برای همه كه دعوت به وحدت بكنند، دعوت به اجتماع بكنند. كسانی‌كه اهل قلم هستند، اهل بیان هستند، كوشش كنند كه مردم را دعوت به وحدت بكنند. اگر خدای نخواسته از قلمی، از زبانی چیزی بیرون بیاید كه موجب تشتت بشود، جرمی است نابخشودنی پیش خدای تبارك و تعالی.(صحیفه امام، ج ۱۳، ص ۳۹۳)

 

ارسال نظر

بالا
کیمیا سامانه