• امروز : چهارشنبه - ۳۰ مهر - ۱۳۹۹
  • برابر با : 5 - ربيع أول - 1442
  • برابر با : Wednesday - 21 October - 2020
1

شعر و ادب در فراق اربعین حسینی| شوق را رد کرده‌ایم و از فراق کربلا/ کارمان دارد به مرز جان سپردن می‌رسد

  • کد خبر : 19561
  • 06 اکتبر 2020 - 7:37
شعر و ادب در فراق اربعین حسینی| شوق را رد کرده‌ایم و از فراق کربلا/ کارمان دارد به مرز جان سپردن می‌رسد
همزمان با اربعین حسینی و با زمزمه مصرع «گرچه دوریم به یاد تو سخن می‌گوییم» چند سروده از شاعران آیینی کشورمان تقدیم می‌شود.
neka

به گزارش پیک نکا، اربعین امسال دور از حرمیم و لیاقت نداشتیم تا در جوار حرم اباعبدالله‌الحسین(ع) باشیم؛ در این روزها که حال و هوایمان اربعینی است و دلمان هوای کربلا دارد، چند سروده از شاعران آیینی کشورمان با یادی از مصرع معروف «گرچه دوریم به یاد تو سخن می‌گوییم» تقدیم می‌شود:

عادل حسین‌قربان

دیده‌گریان، دل غمین، یادش بخیر
تربتِ آن سرزمین، یادش بخیر

بارشِ رحمت، میانِ جاده‌ها
از یَسار و از یمین، یادش بخیر

مردمی که باور و آیین‌شان
با یقین گشته عجین، یادش بخیر

آبِ رو را، آبروداری ز شوق،
پاک می‌کرد از جبین، یادش بخیر

التماسِ مردِ صحرایی که گفت:
یک نفس، با من نِشین، یادش بخیر

گوش‌ها، پر از “هَلَب زُوّار” بود
آن نوای خوش طنین، یادش بخیر

جای‌جایِ جاده، پیدا گشته بود
دستِ حق از آستین، یادش بخیر

طعمِ شیرینِ زیارت، عطرِ وصل
ظهرِ روزِ اربعین، یادش بخیر

مرضیه عاطفی

شوق را رد کرده‌ایم و از فراق کربلا
کارمان دارد به مرز جان سپردن می‌رسد!

محمود مربوبی

از فراق من و دلدار چهل روز گذشت
از شب آخر دیدار چهل روز گذشت

از همان شب که زن و بچه‌ی دلخونت را
من شدم قافله سالار چهل روز گذشت

از شبی تلخ که همراه یتیمان بودم
وسط شعله گرفتار چهل روز گذشت

از شب شام غریبان که زمین می‌افتاد
پسرت با تن تب‌دار چهل روز گذشت

از غروبی که تنت زیر سم مرکب رفت
من شدم بی‌کس و بی‌یار چهل روز گذشت

از غروبی که دو تا دخترکانت مُردند
پشت یک بوته‌ای از خار چهل روز گذشت

وای بر من ز شب غارت معجرهامان
دور از چشم علمدار چهل روز گذشت

از جسارت به من و هلهله‌ی نامردان
وسط کوچه و بازار چهل روز گذشت

از قد خم شده و موی سپیدم پیداست
چه بر این سینهی خونبار چهل روز گذشت

من که یک روز جدا از تو شدم ، پژمردم
باورم نیست که این بار چهل روز گذشت

تو خودت از سر نی خوب تماشا کردی
که چه بر زینب غمخوار چهل روز گذشت

مصطفی محمدی

وای از آن روز که از یاد تو غافل بشویم
بنده‌‌ی  جای دگر عاطل و باطل بشویم

نوکرانت همه با عزت وُ آقا شده‌اند
کاش ما هم به غلامی تو قابل بشویم

کشتی امن تویی ساحل دنیا گرداب
نکند ما همه دلبسته‌ی ساحل بشویم

گر نگاهی ز کرم بر همه عشاق کنی
همگی صاحب جود و همه فاضل بشویم

رحمت واسعه ات دست همه میگیرد
گر ز اخلاص به درگاه تو سائل بشویم

قسمت ما که نشد کرب و بلا عاشورا
اربعین کاش به دیدار تو نائل بشویم…

(Visited 111 times, 1 visits today)
لینک کوتاه : http://peykneka.ir/?p=19561

ثبت دیدگاه

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.