• امروز : افزونه جلالی را نصب کنید.
  • برابر با : 16 - ذو الحجة - 1442
  • برابر با : Sunday - 25 July - 2021

اخبار ویژه

مراسم شصت و یکمین مجمع عمومی عادی سالانه بانک مرکزی آغاز شد آقای رئیسی اعتماد مردم به بورس را برگردان شرکت روسی بیش از ۳ میلیارد دلار قرارداد برای فروش ۱۶۰ هواپیما و بالگرد امضا کرد نظامیان آمریکایی به بهانه مبارزه با داعش از عراق خارج نخواهند شد ساخت سد مارون ۲ متوقف شود/ سیر انتقال آب از خوزستان صعودی است انقلابی بودن محور اصلی گزینش رئیسی برای اعضای کابینه‌اش است/ مردم نارضایتی عمده ای دارند عراق و لبنان قرارداد تبادل نفت در ازای خدمات پزشکی امضا کردند رئیسی کدام نکته مهم را باید با مردم در میان بگذارد؟ نشانه‌های تضعیف پایداری عکس حیرت انگیز از المپیک؛ دختر پینگ‌پونگ‌باز یک دست خبر خوب به مردم خوزستان درخواست مهم از روحانی در آخرین روزهای ریاست جمهوری باخت ناهید کیانی مقابل کیمیا علیزاده در رقابت های تکواندو المپیک توکیو شنیده‌های وزیر خاتمی از لغو جلسه مهم شورای نگهبان بعد از نقد رهبر انقلاب جو بایدن استعفا می دهد؟ کتاب زندگی نامه فدریکو گارسیا لورکا افشا کننده رازهایی درباره زندگی و مرگ این شاعر بزرگ

1

سروده شاعر ایرانی در واکنش به ترور دانشمند هسته‌ای کشورمان

  • کد خبر : 26780
  • ۰۸ آذر ۱۳۹۹ - ۲:۴۶
سروده شاعر ایرانی در واکنش به ترور دانشمند هسته‌ای کشورمان
علی‌محمد مودب در واکنش به ترور دانشمند هسته ای ایران شعری سروده است.

به گزارش پیک نکا،

علی‌محمد مودب، مدیر موسسه شهرستان ادب و شاعر انقلابی کشورمان در نخستین واکنش به ترور دانشمند هسته‌ای کشورمان و شهادت شهید محسن فخری‌زاده، شعری سروده است.

سواری بر زمین افتاد و اسبی در غبار آمد

غروب از جاده دردا باز اسبی بی‌سوار آمد

بَرَد چون عشق دل، جز باختن راهی نمی‌ماند

سواران را بگو جز تاختن راهی نمی‌ماند

جراحت‌ها به تن‌ها جامه دیدار می‌دوزد

بکش ما را ز خون‌ ما چراغ لاله می‌سوزد

بکش ما را که با خون زنده است این باغ بارآور

خوشا در خون طپیدن، الأمان از مرگ در بستر

خضابی خوشتر از خون نیست مردان خدایی را

ببین در قتلگه سیمای عقل کربلایی را

کفن خون باد مردان را و تقدیر معین باد

چراغ عقل ابراهیم‌ها در شعله روشن باد

خوشا عقلی که در صفین با کرّار همراه است

خوشا عقلی که می‌ماند خوشا عقلی که جانکاه است

ز جان تن می‌زند تا خون دهد بستان ایمان را

که تا روشن نگه دارد چراغ عقل انسان را

خدایا یال اسبان مدتی شد خون نمی‌بیند

بیابانها خیابان‌های ما مجنون نمی‌بیند

خوشا با سر اشارات شهیدان بر سر نیزه

کلام این است و فقه این است خون بر منبر نیزه

ببین در کربلا در جوش، بحر خون خوبان را

چه فخری برتر از خون، چهرهگلگون خوبان را

چرا تن می‌زنی از عقل ای جان تشنه خون باش

اگر لیلی شناسی رو به صحرا آر ! مجنون باش

به شور این رودها تا ساحل موعود خواهد رفت

نترس از سد و صخره عاقبت این رود خواهد رفت

یکی بر ره نشسته صخره‌واری تا که ره بندد

شهیدی غرقه در خون بر خیال صخره می‌خندد

اگر کشتی ست عاشورا، در این خون غرقه باید زیست

ببین چشم شهیدان را، به جز خون هیچ راهی نیست

حسین ای نوح! ای کشتی! مرا هم غرقه در خون کن

به خون قربانیان را از غل و زنجیر بیرون کن

بخوان تا عزم سر از گریه شبگیر بردارد

پدر بر خاک افتاده پسر شمشیر بردارد

هلا زین دم به جز خون، هیچ حرفی با منافق نیست

گلوی زخم ما را دیگر آن گفتار سابق نیست

دگر حرفی نمانده گفتگوی آخرین خون است

بمان تا حرف آخر، خون جواب داغ این خون است

(Visited 30 times, 1 visits today)
لینک کوتاه : http://peykneka.ir/?p=26780

ثبت دیدگاه

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.