• امروز : شنبه - ۱۰ آبان - ۱۳۹۹
  • برابر با : 15 - ربيع أول - 1442
  • برابر با : Saturday - 31 October - 2020

اخبار ویژه

توزیع ماسک با قیمت مصوب دولتی جوانان بسیجی در روستاهای نکا آمریکا و اتحادیه اروپا در حال فاصله گرفتن از یکدیگر هستند گوشت گوسفندی کیلویی ۱۳۰هزار تومان نصب آسانسورهای ایستگاه متروی نواب تا پایان سال جاری زندگی مردم ایران طی ۵ سال چه تغییری کرده است؟ درگیری نظامی در قره باغ ادامه دارد احتمال لغو یک ممنوعیت در معاملات روزانه سهام عاملی تاثیر گذار بر تمام جنبه های سلامت انسان چیست؟ بازنشستگان خواستار ترمیم مزد و مستمری هستند/ چرا به نامه اعضای کارگری شورایعالی کار توجه نمی‌شود؟ دیدار اعضا هیات رئیسه فدراسیون گلف با وزیر ورزش و جوانان حاجی میرزایی: صحبت من با مدیران بود نه معلمان! نمایندگان مجلس خواستار احضار سفیر فرانسه شدند خبر مهم مقام ناظر بورس درباره فروش سهام عدالت مدیرعامل پرسپولیس هیچ صفحه‌ای در فضای مجازی ندارد جزییات محدودیت‌های جدید کرونایی از زبان روحانی دستگیری سرکرده گروه تروریستی الاحوازیه در ترکیه +عکس

4

روزی که سردار قاآنی با لباس گلی وارد جلسه ارتشی‌ها شد

  • کد خبر : 16070
  • 14 سپتامبر 2020 - 22:07
میزان : فرماندهان ارتش همه با لباس‌های خیلی تمیز و مرتب و اتوکشیده در جلسه حضور پیدا کرده بودند، همراه با آقای «قاآنی» وارد جلسه شدم، ایشان تازه از عملیات شناسایی برگشته بود و تمام سروصورت و لباسش پوشیده از خاک و گل بود.
neka

به گزارش پیک نکا، «حمیدرضا فراهانی» راوی مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس در کتاب «راویان صحنه جنگ» روایت‌گر شهید «محمدرضا ملکی»، درباره سردار سرتیپ «اسماعیل قاآنی» داستانی را نقل کرده که بدین شرح است:

یکی از خاطره‌هایی که شهید «محمدرضا ملکی» برای من تعریف کرد، این بود که می‌گفت ارتش و سپاه می‌خواستند در اطراف «ام‌الرصاص» عملیاتی ایذایی و تأخیری اجرا کنند؛ به همین دلیل، جلسه‌ای مشترک بین سپاه و ارتش برقرار شده بود، من هم راوی آقای «قاآنی» فرمانده (وقت) تیپ ۲۱ امام رضا (ع) بودم.

فرماندهان ارتش همه با لباس‌های خیلی تمیز و مرتب و اتوکشیده در جلسه حضور پیدا کرده بودند،  همراه با آقای «قاآنی» وارد جلسه شدم، ایشان تازه از عملیات شناسایی برگشته بود و تمام سروصورت و لباسش پوشیده از خاک و گل بود.

فرماندهان ارتش بی‌وقفه سراغ فرمانده تیپ سپاه، یعنی آقای «قاآنی» را می‌گرفتند که قرار بود در جلسه حضور پیدا کند، هیچ‌کدام از فرماندهان ارتش فکر نمی‌کردند که آن مرد با لباس خاکی فرمانده تیپ باشد.

آقای «قاآنی» از آن‌جا که دوست نداشت خود را فرمانده معرفی کند، می‌گفت «شما ادامه بدهید الآن می‌آید.»

خلاصه فرماندهان ارتش با آنتن‌های نشانگری که داشتند، خیلی جدی منطقه عملیاتی را روی کالک توضیح می‌دادند تا این‌که در خصوص چگونگی عبور نیروها از خاکریز و پنهان ماندن از چشم عراقی‌ها، بحث به بن‌بست رسید.

این‌جا بود که آقای «قاآنی» بلند شد و خود را معرفی کرد و پیشنهاد حفر یک کانال مخفی را از زیر خاکریز داد ،تا نیروها بتوانند دور از چشم عراقی‌ها، از خط خود عبور کنند و به خط دشمن بزنند. این پیشنهاد کارگشا واقع شد و در عمل هم، طرحی موفقیت‌آمیز از کار درآمد.

(Visited 17 times, 1 visits today)
لینک کوتاه : http://peykneka.ir/?p=16070

ثبت دیدگاه

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.