• امروز : افزونه جلالی را نصب کنید.
  • برابر با : 25 - رجب - 1442
  • برابر با : Monday - 8 March - 2021

اخبار ویژه

سخنگوی‌ وزارت خارجه: هیچ گونه تماسی با آمریکا نداشته و نداریم نگاه ملت ایران فقط به ولایت فقیه است دلال آمریکا در ایران چه می‌خواهد؟ سال ۱۴۰۰ سال غلبه بر کروناست آغاز تزریق «کووپارس» به ۱۲۰ نفر از فردا ایران هیچ تماس مستقیم و غیرمستقیمی با آمریکا نداشته است ۱۱۷ مرکز مثبت زندگی در مازندران افتتاح شد سارق حرفه ای با ۶۳ فقره سرقت در آمل به دام افتاد بهره‌گیری از ظرفیت اجتماعی مهم‌ترین دستاورد دولت تدبیر و امید است از نمره انظباط نماینده مازندرانی تا انتظارات مردمی از نمایندگان مازندران سرمایه‌گذاری ۸۶ هزار میلیاردی در صنعت گردشگری مازندران پایان کوه و زمین‌خواری ۱۰ ساله در سوادکوه استفاده از ظرفیت نخبگان جهت احیای امر به معروف و نهی از منکر در جامعه ساکت الهامی سرمربی نساجی شد ۳۰زندانی جرائم غیر عمد به برکت وقف آزاد شدند/تداوم اجرای مجازی برنامه های فرهنگی تبلیغی تا ریشه کنی کرونا دستور اکید روحانی به وزارت صمت برای نظارت و مدیریت دقیق بر قیمت کالاها در ایام پایانی سال

9

دختر جوان: شوهرم مرا می فروخت

  • کد خبر : 24722
  • ۲۰ آبان ۱۳۹۹ - ۲۲:۴۸
دختر جوان پس از بازداشت توسط اداره چهارم پلیس آْگاهی تهران : همسر جوانم مرا با خود به خانه دوستانش برد و به جای پارتی سر از خانه های کارگری و مجردی اطراف بازار تهران درآوردم. دو هفته سرگردان بودم و حامد به من مواد مخدر داد و کاری کرد که دست به دست بین افراد منحرف و سواستفاده گر بچرخم و در آخر مرا در خیابان رها کرد.

به گزارش پیک نکا،

۱۴ سال بیشتر نداشت و افسر پرونده برایم توضیح داد دو هفته پیش از منزلشان در یکی از شهرک های اطراف تهران گریخته و بعد از ۱۴روز سرگردانی در تهران در پارک شهر دستگیر شده است .

از دخترک که تینا نام داشت خواستم برایم از علت فرارش بگوید و اتفاقاتی در این چند روزه برایش افتاده است.

تینا گفت: چند ماه پیش از طریق اینستاگرام با پسری ساکن تهران آشنا شدم که فکر می کردم هم سن و سال خودم باشد. از او در مورد تفریحاتش پرسیدم و گفتم خیلی دلم می خواهد در یک مهمانی مختلط شرکت کنم و ببینم موادکشیدن و خوردن مشروب چه حسی دارد.

حامد گفت: اگر به تهران بیایی و زن من شوی می توانم تو را به پارتی ببرم و حسابی خوش بگذرانی!

من که از وعده های ازدواج حامد ذوق زده شده بودم و پنهانی مقداری پول و طلا از خانه مان برداشتم و راهی تهران شدم. وقتی طبق قراری که داشتیم در پارک شهر با حامد روبرو شدم به جای یک نوجوان هم سن و سال خودم با یک جوان ۳۰ساله روبرو شدم.

حامد گفت مرا صیغه می کند پس از عقد مرا با خود به خانه دوستانش برد و به جای پارتی سر از خانه های کارگری و مجردی اطراف بازار تهران درآوردم. دو هفته سرگردان بودم و حامد به من مواد مخدر داد و کاری کرد که دست به دست بین افراد منحرف و سواستفاده گر بچرخم و در آخر مرا در خیابان رها کرد.

خسته و مستاصل مانده بودم و نه پول داشتم نه روی بازگشت به خانه ، به همین دلیل بیکار و بی هدف در پارک شهر وقت می گذراندم که همکارانتان مرا پیدا کردند و به اداره چهارم پلیس آْگاهی تهران آوردند.

افسر پرونده با خانواده ام تماس گرفته وبرای تحویل گرفتن من راهی تهران شده اند.

(Visited 1,013 times, 1 visits today)
لینک کوتاه : http://peykneka.ir/?p=24722

برچسب ها

ثبت دیدگاه

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.